خط فقر به اتاق نوزاد رسید| پوشک کوپنی شد، اما شما بچهدار شوید!

رویداد ۲۴| فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، خبر داده که از این پس خانوارها میتوانند با کالابرگ الکترونیکی در فروشگاههای غیرزنجیرهای پوشک تهیه کنند. توضیح رسمی هم آماده است: تغییر تالار ارزی مواد اولیه و اثر آن بر قیمت تمامشده. عباراتی آشنا که سالهاست در اقتصاد ایران تکرار میشوند؛ «تغییر نرخ ارز»، «اثر بر قیمت»، «تعدیل بازار».
اما پشت این واژههای اداری، یک واقعیت ساده خوابیده است: پوشک، کالایی که تا چند سال پیش در سبد خرید روزمره خانوادهها قرار داشت، حالا به فهرست اقلامی پیوسته که باید با سازوکار حمایتی و سهمیهای تهیه شود. به زبان سادهتر، پوشک هم کوپنی شد.
بیشتر بخوانید:
زمانی کوپن به کالاهای استراتژیک دوران جنگ محدود بود؛ امروز، اما دامنه آن تا اتاق نوزادان کشیده شده است. پوشک نه کالای لوکس است و نه مصرف تجملی. یک نیاز پایهای است، همانقدر ضروری که نان و شیر. وقتی چنین کالایی نیازمند سازوکار حمایتی میشود، پیام روشن است: درآمدها دیگر کفاف حداقلها را هم نمیدهد.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که در کشوری با شعارهای پرطمطراق درباره حمایت از خانواده و افزایش جمعیت، تأمین ابتداییترین نیاز نوزاد هم به طرحهای حمایتی و کالابرگ گره خورده است. حمایت از خانواده با توصیه و شعار ممکن نیست؛ با ثبات اقتصادی و قدرت خرید معنا پیدا میکند.
چند سالی است که سیاستگذاران با استناد به کاهش نرخ رشد جمعیت، از ضرورت «نجات هرم سنی» سخن میگویند. مشوقهای مختلفی هم روی میز آمده؛ از وام فرزندآوری تا امتیازات اداری و تبلیغات فرهنگی. اما واقعیت زندگی روزمره خانوادهها مسیر دیگری را نشان میدهد.
خبر اعلامشده از سوی فاطمه مهاجرانی درباره امکان خرید پوشک با کالابرگ الکترونیکی، بیش از آنکه یک تصمیم اجرایی ساده باشد، نمادی از همین شکاف است. پوشک کالای لوکس نیست؛ نخستین و مداومترین هزینهای است که با تولد یک نوزاد آغاز میشود. وقتی همین قلم کالا باید در قالب طرح حمایتی تأمین شود، پیام اقتصادی آن برای خانوادهها روشن است: هزینه فرزندآوری از توان درآمد عادی خارج شده است.
سیاست جمعیتی بر پایه امید به ثبات اقتصادی بنا میشود، نه صرفاً مشوقهای کوتاهمدت. خانوادهای که امروز برای تأمین پوشک به کالابرگ وابسته است، فردا درباره هزینههای آموزش، درمان، مسکن و آینده شغلی فرزندش چگونه تصمیم خواهد گرفت؟ فرزندآوری تصمیمی چندماهه نیست؛ پروژهای دستکم بیستساله است. مردم پیش از آنکه به شعارها گوش دهند، به روندها نگاه میکنند.
از منظر اقتصادی، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید، مهمترین بازدارنده فرزندآوری است. اگر درآمد واقعی سالبهسال کوچکتر شود، حتی وامهای چند ده میلیونی هم اطمینان ایجاد نمیکند. آنچه اعتماد میسازد، پیشبینیپذیری است: ثبات قیمتها، امنیت شغلی و افق روشن. در غیاب این عوامل، هر کالای کوپنیشده تبدیل به سیگنالی منفی درباره آینده میشود.
تناقض اصلی اینجاست: سیاست رسمی میگوید «فرزند بیشتر، آینده بهتر»، اما سیگنال اقتصادی میگوید «تأمین حداقلها دشوار است». خانوادهها این دو پیام را کنار هم میگذارند و نتیجهگیری میکنند. نتیجه هم در آمار تولدها دیده میشود.
حتی از منظر فرهنگی نیز پیام نمادین مهم است. وقتی کالایی که مستقیم با نوزاد در ارتباط است، در فهرست اقلام حمایتی قرار میگیرد، این تصور تقویت میشود که داشتن فرزند بدون حمایت دولتی ممکن نیست. این تصویر با ایده استقلال اقتصادی خانواده و توانایی تأمین نیازهای پایه در تضاد است.
تشویق به فرزندآوری بدون بازسازی قدرت خرید، شبیه دعوت به ساختن خانه روی زمینی سست است. تا زمانی که تورم مهار نشود و امنیت اقتصادی بازنگردد، اضافه کردن مشوقهای مقطعی یا گسترش دامنه کالابرگ، بیشتر شبیه جبران موقت یک شکاف عمیق است تا حل مسئله.
پوشک کوپنی شاید در ظاهر یک حمایت اجتماعی باشد، اما در لایه عمیقتر، نشانهای از تردید اقتصادی است؛ و در فضای تردید، خانوادهها معمولاً محتاطتر تصمیم میگیرند؛ بهویژه درباره آوردن کودکی که قرار است آیندهاش در همین اقتصاد شکل بگیرد.




